[ وَإِذَا اشْتَغَلَ قَلْبُهُ بِشَىْءٍ مِنْ أَسْبابِ الدُّنْيا كَيْفَ تَجِدُهُ إِذَا ذَكَرَ اللّهَ بَعْدَ ذلِكَ مُنْخَفِضاً مُظْلِماً كَبَيْتِ خَرابٍ خَاوٍ لَيْسَ فِيهِ عِمْارةٌ وَلا مُونِسٌ ]
آن گاه كه دل مشغول به چيزى از برنامههاى دنيايى است ، عارف نمىداند كه بر دل چه مىگذرد ، زمانى كه دل به ذكر حق روشن شود درمىيابد كه انگار دل او به وقت اتصال به امور دنيا همانند خانهء تاريك و پر وحشتى بوده و اكنون با ذكر حق روشن شده و داراى آبادى و انس گشته .
[ وَإِذَا غَفَلَ عَنْ ذِكْرِ اللّهِ ، كَيْفَ تَراهُ بَعْدَ ذلِكَ مَوْقُوفاً مَحْجُوباً قَدْ قَسا وَأَظْلَمَ مُنْذُ فَارَقَ نُورَ التَّعْظِيمِ ]
هرگاه كسى بعد از ياد الهى و توجّه به جناب احديت ، به سبب اشتغال به كارهاى دنياى دنيّه و امور مخالف خدا و ميل به لذّات فانيه كاسده ، از ياد حضرت دوست غافل شود و از معمورهء ذكر رو به خرابهء غفلت آورد ، چنين مىيابد كه گويا از نورانيّت به ظلمت و از انس به وحشت آمده ، در اينجا قلب دچار حجاب و غفلت گشته و به كدورت قساوت و تجاوز مبتلا مىشود و چه بدبخت است كسى كه از اوج تماشاى نور عظمت به حضيض غفلت درافتد !
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 152
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٥٢