ميان رفتهاند ! « 1 » در اين مقاله به موقف حساس و سازندهء دين پى برديد و دانستيد كه تنها علّتى كه انسان را از افتادن در هر نوع بدبختى حفظ مىكند ، دين است و بايد دانست كه باور كردن دين تنها كار قلب و تجلّى آن در خانهء دل به صورت ايمان و در اعضا و جوارح به صورت عمل صالح و در صفحه روان به شكل حسنات اخلاقى است و اگر قلب محروم از نور با عظمت ايمان به خدا و روز جزا گردد ، ديگر نمىتوان او را با قانون به ساحت صلاح كشيد و در نتيجه از فساد اخلاق و فساد عمل نمىتوان به هيچ وجه جلوگيرى كرد .
در اينجاست كه بايد متمسك به كلام گهربار حضرت امام صادق عليه السلام شده و بگوييم : قلبى كه از توجّه به حقّ و نور ايمان محروم است ، قلب متوقّف است و قلبى است كه از حيات معنوى بىبهره و مردهاى بيش نيست و روحى كه در گرو قلب غافل است از فساد اخلاق ايمن نيست و اعضايى كه فرمانبر قلب مردهاند ، جز جنايت و خيانت و غارت و فساد از آنان توقعى ديگر نمىرود و در حقيقت بايد گفت : وَوَقْفُ الْقَلْبِ فى الْغَفْلَةِ عَنِ اللّهِ .
بياييد با روى آوردن به دين حقيقى و اتصال به احكام نورانى آسمانى و با تكيه به قرآن مجيد و توجه به كلمات انبيا و امامان و اوليا و عرفا و مربيان دلسوز ، به اصلاح درون برخيزيم ، تا از اين راه به اصلاح همهء امور زندگى توفيق حاصل كنيم .
هامش
( 1 ) - اصول اساسى فن تربيت : 210 .