يَبْخَلُ بِطاعَتى « 1 » .
چه كم حياست كسى كه بدون عمل طمع در بهشت دارد . اى موسى ! چگونه رحمتم را با كسى كه در اطاعت من بخل ورزيده معامله كنم .
خدا و گنهكاران پشيمان
راستى چه قدر عجيب است و چه لطف و كرامتى است ، كسى كه همه عمر را به كفر و روگردانى از حق گذرانده و لحظهاى ياد خدا نبوده و عملى برابر با خواسته الهى از او سر نزده ، به محض برخورد با هدايت و قبول ايمان ، تمام گذشتهء او به احترام اين ارتباط آمرزيده شده و مورد عنايت حق قرار مىگيرد . به طورى كه اگر در حال ايمان آوردن بميرد اهل بهشت است ؟ ! آه راستى چگوه به چنين خدايى نبايد اميد بست ؟
در آثار اسلامى آمده است :
حضرت ابراهيم عليه السلام آتشپرستى را به مهمانى دعوت كرد . هنگام خوردن غذا به او فرمود : اگر مسلمان شوى در غذا مهمان من خواهى بود . آن مردِ گبر از جا برخاست و از خانهء ابراهيم بيرون رفت . خطاب رسيد : ابراهيم ! غذايش ندادى مگر به شرط تغيير مذهبش امّا من هفتاد سال است او را با كفرش روزى مىدهم .
ابراهيم به دنبال او رفت و وى را به خانه آورد و برايش سفره طعام حاضر كرد ، گبر به ابراهيم گفت : چرا از شرط خود پيشمان شدى ؟ ابراهيم داستان حضرت حق را براى او گفت . آتشپرست فرياد برآورد : اينگونه خداوند مهربان با من معامله
هامش
( 1 ) - روح البيان : 2 / 96 .