نعمتهاى غير قابل شمارش است ، دايم مورد احسان بوده و اين احسان حتمى و حسى است كه دليل و راهنماى انسان به سوى « اميد » است . و اين كه با وجود چنين خداى كريم و رحيمى كه در همهء امور به خصوص در مسئله قبول توبه و عذر و اين كه تنها حضرت اوست كه از باب لطف و كرمش تمام كمبودها را جبران مىكند بايد به جنابش اميد داشت و از يأس و نوميدى كه طبق آيات سوره يوسف « 1 » كفر محض است ، پرهيز كرد .
البته تذكر يك نكتهء بسيار مهمّ در اينجا ضرورى است و آن اين است كه كسى بايد به حضرت حق اميد ببندد كه فرمان او را اجرا كرده و مىكند و براى آينده و آخرتش بذر عمل بكارد و در برابر گناهان انجام گرفته به سلاح توبه مسلح شود ، و گرنه از نظر قرآن و سنّت ، اميد انسان به مزد و بخشش پروردگار ، بدون عمل و منهاى جبران گناه ، اميد بيجايى است .
كشاورزى كه زمين در اختيار دارد و در فصل پاييز ، زمين را از سنگ و خار و خاشاك پاك نكرده و آن را شخم نزده و فعاليتهاى لازم را انجام نداده و هيچگونه بذرى در آن نكاشته است ، اگر اميد برچيدن محصول از آن زمين داشته باشد ، اين اميد از كمال جهل و بىخردى است . چنين اميدى به خدا نه اين كه از نظر اسلام اميد نيست ؛ بلكه امنيّت از مكر اللّه است كه از گناهان كبيره و علّت عذاب در روز قيامت است .
انسان زمانى كه ساز و برگِ جنگِ با دشمن درونى و بيرونى را مهيّا كرده و به ميدان درآمده باشد بايد ، اميد به پيروزى داشته و يقين كند كه حق تعالى او را يارى مىدهد .
هامش
( 1 ) - يوسف ( 12 ) : 87 .