تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
مىكند ؟ ابراهيم ! اسلام را به من تعليم كن ، سپس قبل از خوردن غذا به خاطر آن لطف و عنايت حق مسلمان شد « 1 » . عارف بزرگ مرحوم نراقى در كتاب ارزشمند « طاقديس » سلوك حق را نسبت به يكى از گنهكاران در زمان موسى چنين بيان مىكند :
ديد موسى كافرى اندر رهى * پير گبرى كافرى و گمرهى گفت اى موسى از اين ره تا كجا * مىروى با كه دارى مدّعا گفت موسى مىروم تا كوه طور * مىروم تا لجّه درياى نور مىروم تا راز گويم با خدا * عذر خواهم از گناهان شما گفت اى موسى توانى يك پيام * با خداى خود زمن گويى تمام گفت موسى هان پيامت چيست او * گفت از من با خداى خود بگو گو فلان گويد كه چندين گير و دار * هست من را از خدايى تو عار گر تو روزى ميدهى هرگز مده * من نخواهم روزيت منت منه نى خدايى تو نه منهم بنده‌ام * نى زبار روزيت شرمنده‌ام زين سخن آمد دل موسى به جوش * گفت با خود تا چه گويد حق خموش شد روان تا طور با حق راز گفت * راز با يزدان بىانباز گفت اندر آن خلوت به جز او كس نديد * با خدا بس رازها گفت و شنيد چون كه فارغ شد در آن خلوت زراز * خواست تا گردد به سوى شهر باز
شرمش آمد از پيام آن عنود * دم نزد زانچه از آن بشنيده بود گفت حق كو آن پيام بنده‌ام * گفت موسى من از آن شرمنده‌ام شرم دارم تا بگويم آن پيام * چون تو دانايى تو مىدانى تمام گفت از من رو بر آن تندخو * پس زمن او را سلامى بازگو
هامش
( 1 ) - محجّة البيضاء : 7 / 267 .