انسان وقتى كه تمام واجبات حق را ادا نموده و از گناهان پرهيز كرده باشد ، بايد ، اميد به لطف و محبّت حق داشته و به انتظار مزد و اجر و ثواب سرشار ، باشد .
انسان وقتى كه نسبت به هر گناهى توبه مخصوص آن گناه را انجام داده باشد ، بايد ، اميد به بخشش و مغفرت و قبول عذر داشته باشد .
اگر اميد بعد از عمل و يا توبه نباشد ، اميد نيست و بدون زحمت و اجراى دستورهاى دوست و كنارهگيرى از محرّمات ، نبايد اميد داشت . چنان كه آيات قرآن و روايات و اخبار به طور صريح بيانگر اين واقعيّت است كه در بخشهاى بعد ذكر خواهيم كرد .
آرى ، با تماشاى الطاف حق ، يقين به لطف و عنايت دوست به دست مىآيد يقين نيز عامل ايجاد اميد است كه روزى انسان مستحق هيچ لطفى نبود و از خداوند طلبى نداشت و طفل بيچاره و ناتوان ، يا انسان تهيدست و ضعيفى بود ؛ امّا اين همه محبّت و لطف در حق او شد . آرى ، امروز كه به دستور خدا اين همه خود را در رنج عبادت و اطاعت قرار مىدهد و براى ارتكاب يك گناه اين همه بيدارى شب كشيده و ناله و انابه دارد . چگونه اميد به مزد عمل و بخشش و مغفرت گناه نداشته باشد ؟ !
روزى كه عمل و توبه از او نمىخواست ، اين همه او را در احسان و نعمت غرق كرد ، امروز كه از او مزد ، ثواب ، بهشت و دور شدن از عذاب جهنّم را با عمل و توبه طلب مىكند ، چگونه در برابر فرمانبرى مزد ندهد و در مقابل توبه ، آدمى را غرق در رحمت و مغفرت نكند ؟ ! پس اميد همراه عمل صحيح است . چنانچه به موسى خطاب مىكند :
ما أَقَلَّ حَياءً مَنْ يَطْمَعُ فى جَنَّتى بِغَيْرِ عَمَلٍ يا مُوسى كَيْفَ أَجْوَدُ بِرَحْمَتى عَلى مَنْ
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 242
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٤٢