عضوهاى بدن انسان فايدههاى زيادى است .
پلك را ببين كه براى چشم به منزلهء پرده است . هر وقت بخواهند بياويزند و هرگاه لازم باشد بالا روند و ديده را در ميان گودالى قرار داده و به وسيلهء پلك و موهاى ويژه آن را در بند حفاظت كشيده است .
دل را ميان سينه قرار داده و پنهان نموده و پيراهنى كه به منزلهء پردهاى براى دل است به روى آن كشانده و دندهها را حافظ آن گردانيده و گوشت و پوست را روى آن دندهها قرار داده است ، تا دل از عوارض خارجى محفوظ بماند .
تأمل كن در آب دهن و منفعتى كه در آن است ، حق تعالى مقرّر فرموده هميشه جارى باشد كه دهان و گلو را رطوبت دهد ؛ زيرا بدون اين رطوبت دهان و زبان و گلو فاسد مىشد و اگر اين آب نبود ، غذا گوارا نمىشد . اين رطوبت به منزلهء مركبى است كه غذا را به معده مىرساند . همچنين اين رطوبت به زَهْرِه مىرسد و موجب سلامت حال انسان مىشود « 1 » .
آنگاه حضرت به بسيارى دگر از نعمتهاى مادى و معنوى كه از جانب حق به انسان عطا شده است اشاره مىفرمايد و از انسان دعوت مىكند كه در برابر اين همه لطف و نعمت ، فرمانبر آن وجود مقدس باشد .
آيا اين همه نعمت كه شبانهروز در برابر ديدگان ماست كه اگر يكى از آنها نبود انسان دچار مشكلات غير قابل حل مىشد در حالى كه خداى متعال همه را از راه لطف و محبّت به آدمى عنايت كرده است بدون درخواست و خواهش و اصرارى ، سازندهء يقين در عمق جان و دل انسان نسبت به كرم و عنايت خدا به آدمى نيست ؟ !
از هنگامى كه بشر نطفهاى در سلب پدر بود ، تا به امروز كه غرق در انواع
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 3 / 62 ، باب 4 ، الخبر المشتهر بتوحيد المفضّل و 57 / 377 ، باب 41 ، حديث 98 .