تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
متعال به گريه و استغاثه برمىخاستند و با آن همه اخلاص و عمل خود را چيزى نمىشمردند . مىگويند : آدم پس از هبوط به زمين و خروج از بهشت بسيار گريست و نوح همان گونه كه از نام مقدّسش پيداست گريه‌هايى شديد و بس طولانى داشت « 1 » . ابراهيم عرضه مىداشت : در مغفرت پروردگار طمع دارم ، آن چنان كه ميل دارم در قيامت از من بگذرد . فكر كنيد ابراهيم با آن مقامى كه خداوند در قرآن برايش بيان كرده ، در برابر خدا چه مىگفت تا به وسيلهء امين وحى به حضرت او خطاب رسيد : آيا ديده‌اى دوست دوستش را دچار رنج و عذاب كند ؟ به جبرئيل گفت : نه ولى هرگاه خطايم را ياد مىكنم دوستى را از ياد مىبرم ، در حالى كه قرآن بر عصمت و پاكى همهء انبيا ، تصريح كرده است . اين خطايى كه در كلام ابراهيم آمده چيست ؟ همان احساس بىنهايت كوچك بودن در برابر اللّه است . به دعاهاى وارده از پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمهء معصومين عليهم السلام ، به خصوص دعاى كميل ، مناجات شعبانيه ، مناجات خمس عشر ، دعاى عرفه ، دعاى ابو حمزهء ثمالى - كه انشاء حضرت سجاد عليه السلام است - بنگريد تا ببينيد با آگاهى به عظمت حق و توجه به خداى بزرگ و كوچكى خويش ، انسان چگونه دچار خشيت و خوف مىشود و براى جبران كوچكى خود چگونه به بندگى با اخلاص و حركت معنوى به سوى مقام قرب اقدام مىكند ؟
هامش
( 1 ) - مرحوم مجلسى رحمه الله روايت كرده است : نام حضرت نوح « عبدالغفار » بوده است ؛ امّا به خاطر گريه‌هاى شديد به « نوح » شهرت يافت . « عن ابى عبداللّه عليه السلام قال : كان اسمُ نوحٍ عليه السلام عَبْدَ الْغَفَّارِ وانَّما سُمِّىَ نُوْحاً لِانَّه كانَ يَنُوحُ عَلى نَفْسِهِ » .