ما عَبَدْناكَ حَقَّ عِبادَتِكَ « 1 »
. و چون على بن ابى طالب عليه السلام نالهء جانسوز برآريم كه :
آه مِنْ قِلَّةِ الزّادِ وَبُعْدِ السَّفَرِ « 2 » .
6 - خوف از كوچكى خود ، در برابر عظمت حضرت حق
انسان از نظر جسم و روح و عقل محدود است . و ادّعاى عظمت و بزرگى براى موجود محدود زيبنده نيست . علّت ادّعاى بزرگى ، خود فراموشى است . عزّت و بزرگى انسان تنها در صورت اتّصال به مقام حقّ كه همان اتّصال به فرامين الهى ، به خصوص تقوا است قابل تحصيل است . اين بزرگى و عظمت ذاتى انسان نيست ؛ بلكه مقامى است كه با قدم نهادن در طريق الهى به دست مىآيد . بدون اين اتّصال و پيوند ، انسان چون ذرّهاى از ذرات مادّى زمين است ، زمينى كه موجوديّتش در برابر منظومهء شمسى چيزى نيست . منظومهاى كه در برابر كهكشان شيرى رنگ فضا ، قابل ملاحظه نيست . كهكشانى كه در برابر آسمان اوّل و يا ساير كهكشانها و سحابىها ، بيش از ذرّهاى به حساب نمىآيد . آسمان اوّلى كه در برابر آسمان دوم از ارزن گم شدهاى در فضاى با عظمت جهان ، كوچكتر است و هفت آسمانى كه در برابر عرش الهى چيزى نيست .
شنيدستم كه هر كوكب جهانى است * جداگانه زمين و آسمانى است
زمين در جنب اين افلاك مينا * چو خشخاشى است اندر قعر دريا
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 68 / 23 ، باب 61 ، الشكر .
( 2 ) - بحار الأنوار : 33 / 274 ، باب نوادر الاحتجاج ، حديث 538 ؛ ارشاد القلوب : 2 / 218 ، الجزء الثانى ، فى فضائل ومناقب اميرالمؤمنين عليه السلام .