روز قيامتش نشان مىداد كه اعمالش مورد قبول حق واقع شده است ، به او خطاب مىرسد :
« أُدْخُلْ جَنَّتى بِرَحْمَتى » « 1 » .
عرضه مىدارد :
« أَدْخُلُ جَنَّتَكَ بِعَمَلى » « 2 » .
من به بهشت مىروم ولى با دلگرمى به عمل و عبادتم !
خطاب مىرسد : اى قاضيان دادگاه ! اكنون كه پاى معامله به ميان آمده است ، تمام نعمتهاى مادّى و معنويم را كه به اين عابد عنايت كردم با عبادتش بسنجيد ، چنانچه عبادت او گرانتر آمد به بهشت رود و اگر نعمتهاى من گرانتر شد به جهنم رود ! !
از نعمت بينايى شروع كردند ، اين نعمت از نظر ارزش خدايى بر تمام عبادتش سنگينتر آمد ، چون او را به سوى دوزخ بردند ، عرضه داشت : خدايا ! برنامههاى ديگرى نيز داشتم كه محاسبه نشد ، خطاب مىرسد چيست ؟ مىگويد : اميد بر كرم تو ، حسن ظنّ بر عنايت تو و از همه بالاتر نياز و فقر و ناچيزى خودم . خطاب مىرسد او را از مسير عذاب برگردانده و به خاطر اميد و حسن ظنّش به بهشت ببريد ، چون در مسير بهشت قرار مىگيرد عرضه مىدارد :
« أَدْخُلُ جَنَّتَكَ بِرَحْمَتِكَ » به خاطر رحمت تو داخل بهشت مىشوم .
آرى ، بندگىهاى ما هر چند زياد باشد ، باز معلول لطف ، توفيق و عنايت اوست و بندگى ما كجا و عظمت و بزرگى و جلال او كجا ؟ !
بياييد ما نيز چون پيامبر بزرگ صلى الله عليه و آله فرياد بزنيم :
هامش
( 1 ) - با رحمتم به بهشت من درآى .
( 2 ) - با عمل خود در بهشت تو در آيم .