تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
روزى به هنگام نبش قبر به جسد دخترى از انصار برخورد كردم بعد از آنكه او را برهنه كردم شيطان مرا وسوسه كرد و با مردهء او زنا كردم و ناگهان ندايى شنيدم كه گفت : واى بر تو از آتش . . . هنگامى كه سخن به اينجا رسيد پيامبر صلى الله عليه و آله سخت برآشفت و فرمود : اين فاسق را بيرون كنيد . تو چقدر به دوزخ نزديك هستى . جوان بيرون آمد و سخت گريه كرد و سر به بيابان گذاشت و مىگفت : اى خداى محمد صلى الله عليه و آله اگر توبه مرا مىپذيرى پيامبرت را از آن باخبر كن و گرنه آتش از آسمان بفرست و مرا بسوزان و از كيفر سوزان آخرت راحت كن ، در اينجا پيك وحى بر حضرت نازل شد و آيه قُلْ يعِبَادِىَ الَّذِينَ . . . را بر آن حضرت قرائت نمود . و به نقل ديگرى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در حالى كه تبسّم بر لب داشت ، آياتى را تلاوت كرد و به اصحاب فرمود : كيست كه مكان جوان را به ما نشان دهد ؟ حضرت به همراه يارانش ، بهلول را در بين صخره‌ها يافتند و پيامبر صلى الله عليه و آله خاك‌ها را از سر و روى او پاك نمود و فرمود : اى بهلول ! بشارت باد تو را كه از آزاد شدگان آتش هستى . و به اصحاب خويش فرمود : اين گونه گناهان را جبران كنيد چنان كه اين جوان جبران نمود . » « 1 » سپس مىفرمايد : إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً خداوند در آيهء فوق با چند واژهء لاتقنطوا ، يغفر ، جميعا ، غَفُور ، رَحِيم بر لطف و اميدوارى به خود تأكيد فرموده است . حرف ال بر ذنوب هم هر گناهى را كه دربارهء شكستن حدود و تجاوز به حريم حق باشد را شامل مىشود . و كلمهء جميعاً اين توسعه را مىفهماند كه محدوديّت در بخشش نيست و درياى رحمت پروردگار موّاج است .
هامش
( 1 ) - روض الجنان و روح الجنان ، ابوالفتوح رازى : 16 / 338 ؛ التفسير الكبير ، فخر رازى : 27 / 4 ؛ بحار الأنوار : 6 / 23 ، باب 20 ، حديث 26 ؛ الأمالى ، شيخ صدوق : 42 ، حديث 3 .