مىشكنند ، كه با هيچ آبى قابل شستشو نيستند ، ولى اين آيه به همه آنان نويد مىدهد راه به روى همه باز است .
در تفاسير و منابع معتبر از مصداقهاى بارز اين آيه ، وحشى جنايتكار ، قاتل حمزهء سيدالشّهدا است كه به دستور هند ، زن ابوسفيان جگر حمزه را بيرون آورد و به دندان كشيد . هنگامى كه خواست مسلمان شود به نزد رسول اللّه صلى الله عليه و آله رفت و اسلام اختيار كرد و از كردهء خويش توبه نمود ، حضرت او را با آغوش باز پذيرفت و توبهاش را قبول كرد ولى حضرت به خاطر اندوه جانگداز عمويش حمزه به او فرمود : از جلوى چشم من برو يا هرگز با من رو به رو مشو ، كه من نمىتوانم تو را ببينم . از اين رو وحشى به شام رفت و در اثر ميگسارى از دنيا رفت . « 1 »
حكايت بهلول نبّاش
و همچنين در برخى از تفاسير قرآن ، داستان بهلول نبّاش را براى شأن نزول اين آيه نقل كردهاند كه چكيدهء آن به شرح زير است :
« روزى جوانى گريان خدمت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله رسيد . او در حالى كه به شدّت ناراحت بود گفت : از خشم خدا مىترسم حضرت فرمود : آيا شرك آوردهاى ؟ گفت :
نه ، فرمود : آيا به حرام كسى را كشتهاى ؟ گفت : نه ، فرمود : اگر گناهانت همانند كوهها بزرگ باشد باز خداوند آنها را مىبخشد .
جوان گفت : گناه من از آسمان و زمين و عرش و كرسى بزرگتر است . فرمود :
گناهت از خدا هم بزرگتر است . او گفت : نه ، خدا از همه چيز برتر است . فرمود : برو كه خداى متعال گناه بزرگ را مىآمرزد . سپس فرمود : حال گناه تو چيست ؟ گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله از روى شما شرم دارم كه بازگو كنم ، ولى حكايت من از اين قرار است كه هفت سال نبش قبر مىكردم و كفنهاى مردگان را بر مىداشتم تا اينكه
هامش
( 1 ) - مجمع البيان فى تفسير القرآن : 8 / 408 ، ذيل آيهء 53 سورهء زمر ؛ سعد السعود : 211 .