تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
زبان و آداب آن سرزمين را فرا نمىگيرد . اگر نوزاد ، دانا و هوشمند پاى در جهان مىنهاد از اينكه بايد ديگران بر دوشش گيرند ، شير بنوشانند ، در جامه‌اش بپيچند و در گاهوارش بخوابانند ، سخت احساس خوارى و پستى مىكرد . از سوى ديگر او به خاطر ظرافت و طراوت و رطوبت بدن ، هيچ‌گاه از اين امور بىنياز نيست . و نيز در چنين حالى آن شيرينى ، دلبندى و محبوبيّت كودكان را نداشت ، از اين رو آنان در حالى به دنيا مىآيند كه از كار جهان و جهانيان غافلند . اينان با ذهن ضعيف و شناخت اندك و ناقص خود با همه چيز روبه‌رو مىشوند اما اندك اندك در حالت‌هاى گوناگون بر شناخت و آگاهى آنان افزوده مىشود . كودك پيوسته چنين كسب شناخت مىكند . تا آنكه از مرحلهء حيرت و تفكّر ، پاى فراتر مىنهد و با كمك عقل و انديشه ، قدم در وادى تصرّف و تدبير معاش و . . . مىگذارد . از حوادث پند مىگيرد ، اطاعت مىكند و يا در اشتباه و فراموشى و غفلت و گناه ، سقوط مىكند .

حكمت‌هايى در خلقت انسان

حكمت‌هاى بسيارى در پس اين امر نهفته است : اگر كودك در هنگام تولّد ، عقلى كامل و خودكفا داشت ؛ شيرينى فرزند دارى از ميان مىرفت ، پدر و مادر به مصالحى كه در تربيت كودك نهفته است ، نمىرسيدند . در نتيجه تربيت و سرپرستى و مهربانى و احترام به آنان ، هنگام پيرى بر فرزند لازم نبود . و نيز با اين فرض در ميان فرزندان و والدين هيچ پيوند و محبّتى حاكم نبود ؛ زيرا كودكان از تربيت و پرورش و روزى رسانى پدران بىنياز بودند و در زمان تولّد ، از
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 222 | شيخ حسين انصاريان