ثُمَّ نَفَخَ فيها مِنْ رُوحِهِ فَمَثُلَتْ انْساناً ذا اذْهانٍ يُجيلُها وَ فِكَرٍ يَتَصَرَّفُ بِها وَ جَوارِحَ يَخْتَدِمُها وَ ادَواتٍ يُقَلِّبُها وَ مَعْرِفَةٍ يَفْرُقُ بِها بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ وَ الْأَذْواقِ وَ الْمَشامِّ وَ الْالْوانِ وَ الْاجْناسِ ، مَعْجُوناً بِطِينَةِ الْأَلْوانِ الْمُخْتَلِفَةِ وَ الْأَشْباهِ الْمُؤْتَلِفَةِ وَ الْاضْدادِ الْمُتَعادِيَةِ وَ الْأَخْلاطِ الْمُتَبايِنَهِ ، مِنَ الْحَرِّ وَ الْبَرْدِ وَ الْبِلَّةِ وَ الْجُمُودِ وَ الْمَساءَةِ وَ السُّرُورِ . . . . « 1 »
سپس ازدم خود بر آن مادّهء شكل گرفته دميد تا به صورت انسانى زنده درآمد ، داراى اذهان و افكارى كه در جهت نظام حياتش به كار گيرد ، و اعضايى كه به خدمت گيرد ، و ابزارى كه زندگى را بچرخاند ، و معرفتش داد تا بين حق و باطل تميز دهد و مزهها و بوها و رنگها و جنسهاى گوناگون را از هم بازشناسد ، در حالى كه اين موجود معجونى بود از طينت رنگهاى مختلف ، و همسانهايى نظير هم ، و اضدادى مخالف هم ، و اخلاطى متفاوت با هم ، از گرمى و سردى و رطوبت و خشكى و ناخوشى و خوشى .
تنها امتياز اين موجود ، آميخته بودن او از عقل و هوس است و برترى هر يك بستگى به شيوهء تربيت و پرورش او دارد . اگر بر اساس اصول اخلاقى و دينى تربيت شود ، به سوى افق كمال و سعادت مىرود و اگر بر پايهء قانون طبيعت كه خوراك و خواب و شهوترانى است ؛ پرورش يابد به درّه پستى و سياهبختى سقوط كند . اين ماهيّت دو بعدى انسان است كه هيچيك ، نهايت و حدّى ندارد .
عبداللّه بن سنان از امام صادق عليه السلام پرسيد : آيا فرشتگان برترند يا آدميان ؟
حضرت در جواب به نقل از اميرمؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام فرمود :
خداوند در فرشتگان تنها عقل نهاده است نه خواهش نفسانى و در ستوران ميل و خواهش نهاده است نه عقل و در بنى آدم هر دو را نهاده است ، پس آن
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : خطبهء 1 .