به غذايى محكم و قوى نياز پيدا نمود تا تنش استحكام يابد ، در هر طرف دندانهاى آسيا سر برمىآورد ، تا غذا را بجود ، نرم گرداند و به راحتى فرو برد .
پيوسته حالش اين گونه است تا آنگاه كه پاى در بلوغ نهد .
در اين وقت اگر مذكّر است ، موى در رويش مىرويد تا نشانهء مردى و عزّت او باشد و از همانندى با زنان و بچگان به دور ماند و اگر مؤنّث است ، رخش از موى پيراسته ماند تا طراوت و زيبايىاش دل مردان را بربايد و نسل بشر ماندگار و پايدار گردد .
اى مفضّل ! در اين مراحل ، نيك بينديش ، آيا مىشود كه بدون مدبّر و حكيم باشد .
آيا مىدانى كه اگر در رحم خون به او نمىرسيد ، همانند گياهى كه آب به وى نرسد ، خشك و پژمرده مىگشت ؟
آيا مىدانى وقتى كه بزرگ شد اگر مادرش را درد زاييدن نمىگرفت چون زنده به گور در رحم مىماند و اگر در هنگام ولادت شير با او نمىساخت يا از گرسنگى مىمرد و يا با غذاى نامناسب و زيانبار تغذيه مىشد ؟ !
و اگر در وقت مناسب دندانهايش نمىروييد ، بر جويدن و فرو بردن غذا ناتوان بود ، بايد هميشه شير مىخورد و بدن او براى كار قوّت نمىيافت و مادرش به خاطر او از تربيت فرزندان ديگرش باز مىماند . . .
اگر كودك عاقل و فهيم به دنيا مىآمد ، وقت تولّد جهان هستى را انكار مىكرد و هنگامى كه با حيوانات ، پرندگان و ديگر موجودات غريب رو به رو مىگشت و هر ساعت و هر روز پارهاى از شكلهاى گوناگون و شگفت عالم را كه از پيش نديده بود مىديد ، هر آينه عقل و انديشهاش سرگشته و گمراه مىگشت .
بدان كه : اگر عاقلى را به اسيرى از سرزمينى به سرزمين ديگر ببرند ، همواره حيران و سرگشته است و به خلاف كودكى كه در خردسالى اسير شود به سرعت
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 221
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٢١