حسود در حقيقت به خداوند اعتراض دارد و در برابر اراده و حكمت او موضع مىگيرد . حسود هرگز خيرخواهى و نصيحت نمىكند و به خاطر خوى حسادت از خير خودش هم جلوگيرى مىكند و به مرگ ديگرى راضى مىشود .
حسادت در روايات
رواياتى از معصومان دين به اين مضامين به ما رسيده است :
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد :
قالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لِمُوسَى بْنِ عِمْرانَ عليه السلام يَا ابْنَ عِمْرانَ ! لاتَحْسُدَنَّ النَّاسَ عَلى ما آتَيْتُهُمْ مِنْ فَضْلى وَ لاتَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ذلِكَ وَ لاتُتْبِعْهُ نَفْسَكَ فَإِنَّ الْحاسِدَ ساخِطٌ لِنِعَمى صادٌّ لِقَسْمِىَ الَّذى قَسَمْتُ بَيْنَ عِبادِى وَ مَنْ يَكُ كَذلِكَ فَلَسْتُ مِنْهُ وَ لَيْسَ مِنِّى . « 1 »
خداوند بلند مرتبه و عزيز به موسى بن عمران فرمود : اى پسر عمران ! بر آنچه از فضل و كرم خود به مردم دادهام ، حسادت مورز و چشمت را به دنبال آن دراز مكن و دلت را در پى آن مبر ؛ زيرا رشك برنده ، از نعمت من ناراحت است و از تقسيمى كه ميان بندگانم كردهام جلوگيرى مىكند و كسى كه چنين باشد ، نه من از اويم و نه او از من است .
در اين زمينه حضرت على عليه السلام مىفرمايد :
الْحَسَدُ داءٌ عَياءٌ لايَزُولُ إِلَّا بِهَلْكِ الْحاسِدِ أَوْ مَوْتِ الْمَحْسُودِ . « 2 »
حسادت مرض خطرناكى است كه جز با هلاكت حسود يا مرگ رشك برده شده ، از بين نمىرود .
هامش
( 1 ) - الكافى : 2 / 307 ، حديث 6 ؛ بحار الأنوار : 70 / 249 ، باب 131 ، حديث 6 .
( 2 ) - غرر الحكم : 300 ؛ حديث 6819 .