قدرتت از سختى و شرّ او حفظ كردى .
و چه بسيار ابرهاى ناپسند و تيره و زشتى كه از آسمان زندگيم بر طرف فرمودى ، و ابرهاى نعمتى كه بر من باريدى ، جويبارهاى رحمتى كه در كشت زار حياتم روان كردى ، و چه بسيار جامههاى عافيتى كه بر من پوشاندى ، و چشمههاى حوادثى كه به خاك انباشتى ، و پردهء غمهايى كه از دلم بر طرف كردى .
حسادت و حسرت
هنگامى كه نعمتى به انسان مىرسد چهار حالت روانى در او پديدار مىشود :
نخست اينكه : آرزو كند همانگونه كه ديگران دارند او هم داشته باشد ، اين حالت را « غبطه » مىنامند . اين حالى نيكو و در خور ستايش است ؛ زيرا انسان را به تلاش و كار سازنده وا مىدارد . هيچگونه اثر مخرّبى در فرد و جامعه ندارد و همگان را به آسايش و سعادت مىرساند .
دوّم اينكه : آرزو مىكند ؛ ديگران در نعمت باشند هر چند خودش در محروميّت و كمبود زندگى كند . حتى آمادگى دارد كه آنچه را از نعمتهاى جسمى و مادى بهرهمند است در اختيار ديگران بگذارد و از منافع خود چشم بپوشد ، اين حالت را « ايثار » مىگويند . يعنى ديگرى را بر خود برترى دهد و سود او را بر سود خود مقدّم بدارد . اين از مهمترين صفات برجستهء انسانى است .
سوم اينكه : آرزو مىكند خودش داراى آن نعمت شود و ديگران از آن محروم بمانند . اين حالت را « بخل » و تن خواهى مىگويند . در اين حال انسان همه چيز را براى خود مىخواهد و از محروميّت ديگران لذّت مىبرد .
چهارم اينكه : آرزو مىكند آن نعمت از ديگران گرفته شود و براى اين آرزو ، كوشش فراوانى هم مىكند . اين حالت ناپسند را « حسد » يا حسادت مىنامند . اين