و اما غرور سبب شد كه ابليس از فرمان خدا سرپيچى كند .
و اما حسادت ، سبب شد كه يكى از فرزندان آدم ، ديگرى را نابود سازد . « 1 » و نيز فرمود :
اصل حسد و رشك در افراد از تاريكى قلب و كوردلى و از انكار نعمتهاى خدا سرچشمه مىگيرد و اين دو ، دو بال كفر هستند ، به سبب حسد بود كه فرزند آدم در يك حسرت جاودانى فرو رفت و به هلاكتى افتاد كه هرگز از آن رهايى نمىيابد . « 2 » و نيز حضرت در وظايف انسان دين محور مىفرمايد :
آدم ديندار مىانديشد ، در نتيجه آرامش او را فرا مىگيرد و خود را كوچك مىشمارد پس به فروتنى مىگرايد . قناعت مىورزد و به سبب آن از مردم بىنياز مىشود و به آنچه او را داده شده خشنود است . گوشهء تنهايى برمىگزيند و از دوستان بىنياز مىگردد . قيد شهوتها و خواهشهاى نفسانى را مىزند و بدين سان آزاد مىشود .
دنيا را كنار مىگذارد و در نتيجه خود را از بدىها و گزندهاى آن حفظ مىكند . حسادت را دور مىكند پس دوستى و محبّت آشكار مىشود . مردم را نمىترساند از اين رو از آنان نمىترسد ، به آنان تجاوز نمىكند پس از گزند ايشان در امان است . به هيچ دل نمىبندد و در نتيجه به رستگارى و كمال فضيلت دست مىيابد . عافيت را به ديدهء بصيرت مىبيند و از اين رو كارش به پشيمانى نمىكشد . « 3 »
هامش
( 1 ) - الكافى : 2 / 289 ، حديث 1 ؛ بحار الأنوار : 69 / 104 ، باب 99 ، حديث 1 .
( 2 ) - بحار الأنوار : 70 / 255 ، باب 131 ، حديث 23 ؛ مصباح الشريعة : 104 .
( 3 ) - بحار الأنوار : 66 / 277 ، باب 37 ، حديث 12 ؛ الأمالى ، شيخ مفيد : 52 ، حديث 14 .