از نظر معنوى حسد نشانهء كمبود شخصيّت و نادانى و كوتاه فكرى و ضعف ايمان است و چون حسود در واقع خود را ناتوانتر از آن مىبيند كه به مقام محسود و بالاتر از آن برسد ، كوشش مىكند محسود را به عقب برگرداند و علاوه ؛ او در عمل به حكمت و مصلحت بارى تعالى ، بخشندهء اصلى نعمتها ، اعتراض مىكند .
بنابراين شخص حسود به مرور زمان بدگمانى او به خدا و حكمت و عدالت او بيشتر مىشود و همين حالت او را از وادى ايمان بيرون مىكشد .
انگيزههاى حسادت
علماى اخلاق و معرفت ؛ انگيزههاى اصلى حسد را در هفت خصلت برشمردهاند :
1 - خباثت درون و خساست نفس :
از اين كه خير و بركتى به بندگان خدا برسد و مردمان به پيشرفت و آسايش دست يابند ؛ يا در رحمتى گشوده شود تا اندوه و مشكلات مردم بر طرف شود و شادى و سرور به همگان وارد شود ؛ متنفّر است .
2 - دشمنى و كينه :
او هر گاه ديگران را در بلا و گرفتارى ببيند ؛ شادمان مىگردد و چون مردم در نعمت و رفاه و خوشى باشند ، نفرين و توهين مىكند . در هر حال مخالفت خود را نشان مىدهد .
3 - جاهطلبى و مقامپرستى :
او پيوسته از مردم انتظار دارد كه وى را ممتاز و برتر بدانند و ستايش و تكريم را مخصوص او بدانند . و اگر بداند كسى در آن سوى گيتى با او رقابت مىكند ، سخت