و در اين جا اخلاص به عين عبد نسبت داده شده نه به فعل عبد و اين مقامى است بالاتر از اخلاص در عمل .
و شايد حديث معروف نبوى كه مىفرمايد :
مَنْ اخْلَصَ لِلّهِ ارْبَعينَ صَباحاً جَرَتْ يَنابيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ الَى لِسانِهِ . « 1 »
هر كس چهل روز عمل خود را براى خداوند خالص كند چشمههاى حكمت از قلبش بر زبانش جارى مىشود .
مراد جميع مراتب اخلاص باشد يعنى اخلاص عملى و صفتى و ذاتى ، و شايد هم ظهور در اخلاص ذاتى داشته باشد كه مراتب اخلاص ديگر از لوازم اوست .
[
مراتب اخلاص
] يكى از مراتب اخلاص تصفيهء عمل است ، چه عمل قلبى يا قالبى از شائبه رضاى مخلوق ، و جلب قلوب آنها چه براى محمدت يا براى منفعت يا براى غير آن ، و در مقابل اين اتيان عمل است رياءً ، و اين رياى فقهى است ، و از همه مراتب ريا پستتر و صاحب آن از همه مرائىها بى ارزشتر و خسيستر است .
مرتبهء دوم : تصفيهء عمل است از حصول مقصودهاى دنيوى و مآرب زائلهء فانيه ، گرچه داعى آن باشد كه خداى تعالى به واسطه اين عمل عنايت كند ، مثل خواندن نماز شب براى توسعهء روزى و اتيان صلاة اول ماه مثلًا براى سلامت از آفات آن ماه و دادن صدقات براى سلامتى و ديگر مقصدهاى دنيوى .
و اين مرتبه از اخلاص را بعضى از فقها عليهم الرحمة شرط صحت عبادات شمردهاند ، در صورتى كه اتيان عمل براى رسيدن به آن مقصود باشد ، و اين خلاف
هامش
( 1 ) - شرح الاسماء الحسنى : 1 / 262 ؛ جامع الأخبار : 94 .