نيتش از هجرت رسيدن به دنيا يا ازدواج با يك زن باشد ، بدون شك هجرتش به سوى همان خواهد بود .
[
هجرت صورى و معنوى
] وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً الَى اللّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ اجْرُهُ عَلَى اللّهِ » « 1 »
و كسى كه از خانه خود به قصد مهاجرت به سوى خدا و پيامبرش بيرون رود ، سپس مرگ او را دريابد ، مسلّماً پاداشش بر خداست .
آيهء شريفه ممكن است متكفّل جميع مراتب اخلاص باشد ، يكى هجرت صورى كه به بدن واقع نشود ، و اين هجرت اگر خالص براى خدا و رسول نباشد ، بلكه براى حظوظ نفسانى انجام گيرد ، هجرت الى اللَّه و رسوله نيست و اين مرتبه اخلاص صورى فقهى است .
و ديگر هجرت معنوى و مسافرت باطنى است كه مبدء آن بيت مظلمه نفس است و غايت آن خداى تعالى و رسول اوست كه آن هم به حق برگردد ؛ زيرا كه رسول بما هو رسول استقلال ندارد ، بلكه آيت و مرآت و نماينده است ، پس هجرت او هجرت به حق است ، حبّ خاصان خدا حب خداست .
پس محصل معناى آيهء شريفه به حسب اين احتمال آن است كه كسى كه به مهاجرت معنوى و سفر قلبى عرفانى از بيت نفس و منزل انانيّت خارج شد و مهاجرت الى اللَّه كرد بدون ديد خود و نفسانيت و حيثيت خود جزاى او با حق تعالى است ، و اگر سالك در سلوك الى اللَّه يكى از حظوظ نفسانيه را طالب باشد ولو وصول به مقامات ، بلكه گرچه وصول به قرب حق كه براى رسيدن خود به قرب حق باشد ، اين سلوك الى اللَّه نيست بلكه سالك خارج از بيت نشده ، بلكه مسافر در
هامش
( 1 ) - نساء ( 4 ) : 100 .