مناسب نيست . » « 1 »
از اشك روان آب بده مزرع طاعت * تا لاله و ريحان دمد از كشت و زراعت
صد سال اگر در ره طاعت ببرى رنج * چون عشق ندارى ندهد فائده طاعت
مقبول شود سجده طاعات تو آندم * گر زمزمهء عشق بود ذكر و سماعت
گويند كه در كنج قناعت همه رنج است * من گنج روان يافتم از كنج قناعت
گر روى عنايت تو زما باز بپيچى * ما گردن تسليم نپيچيم زطاعت
هر كس به شفيعى ز تو عذر گنه آرد * من عشق تو در پيش تو آرم به شفاعت
( رضاقلى خان شيرازى ، هما )
2 - زهد در دنيا
بهرهگيرى از دنيا و آنچه كه از اين سفرهء گسترده بر انسان حلال است ، به نحوى كه آبروى انسان را محفوظ بدارد ، و اهل و عيال برابر شأنشان در گشايش باشند ، و از اين طريق آخرت انسان آباد گردد ، امرى است مشروع و طبيعى و ممنوع نمودن خويش از دنيا و نعمتهايى كه در آن قرار دارد ، مسألهاى است خلاف شرع و برنامهاى است غير طبيعى ، و اگر كسى به نيّت رسيدن به كمالات ملكوتى و مقامات معنوى خود را از امور دنيا و كسب و كار و معيشت و بهره برى از نعمتهاى الهى و الطاف ربانى محروم سازد ، بايد بداند كه اين برنامه علت رسيدن به مقامات الهى و ميدان قرب حق نيست ، بلكه محروميت صرف است ، و تحمّل زجر و مشقت بيهوده و بى ثواب ، و آنان كه زهد را به اين معنا گرفتهاند مرتكب اشتباه و خطا شدهاند .
زهد آن چنان كه از معارف الهى و قواعد اسلامى ، و روايات نورانى استفاده
هامش
( 1 ) - آداب الصلاة ، امام خمينى : 176 .