و من كارم را به خدا وامىگذارم ؛ زيرا خدا به بندگان بيناست .
با اعتماد به حق ، اعتماد به نبوّت و امامت حاصل شود ، و با اعتماد به نبوت و امامت ، اعتماد به وحى و با اعتماد به وحى ، اعتماد به جهان آخرت ، و از اين طريق است كه نفس ميل شديد به تهذيب و اصلاح پيدا مىكند ، و سالك مسلك حق مىشود ، و كار به صحت و سلامت آورد ، و صفحهء جان منور به نور اخلاق و حقيقت گردد ، و آدمى منبع عقايد حقه و اخلاق حسنه و اعمال صالحه شود و از اين راه به ارزشهاى والاى عرشى رسد ، و در پيشگاه حضرت محبوب قيمت بىنهايت پيدا كند .
مستم كن آن چنان كه ندانم كه من منم * خود را دمى مگر بخرابات افكنم
فارغ شوم ز شعبده بازى روزگار * زين حقه دو رنگ جهان مهره برچنم
قلاش وار بر سر عالم نهم قدم * عياروار از خودى خود براشكنم
در تنگناى ظلمت هستى چه ماندهام * تا كى چو كرم پيله همى گرد خود تنم
پيوسته شد چو شبنم ، بودم بآفتاب * شايد كه اين زمانه اناالشمس در زنم
آرى ، چو آفتاب بيفتد در آينه * گويد هر آينه كه همه مهر روشنم
سوى سماع قدس گشايم دريچهاى * تاآفتاب غيب درآيد ز روزنم
( فخرالدين عراقى )
روايات نفس از زبان امام على عليه السلام
حضرت على عليه السلام مىفرمايد :
انَّ النَّفْسَ لَجَوْهَرَةٌ ثَمينَةٌ ، مَنْ صانَها رَفَعَها ، وَ مَنِ ابْتَذَلَها وَضَعَها . « 1 »
هامش
( 1 ) - غرر الحكم : 231 ، حديث 4616 .