اوست ، محيى و مميت است ، ضار و نافع است ، قابض و باسط اوست ، هر كه را فراخى مىدهد او مىدهد ، هر كه را تنگى مىدهد او مىدهد .
نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعيشَتَهُمْ فِى الْحَياةِ الدُّنْيا » « 1 »
ما در زندگى دنيا معيشت آنان را ميانشان تقسيم كردهايم .
اى درويش ! چون دانستى كه حال چنين است ، بيش غم دنيا مخور ، و كار به خدا بگذار كه كارساز بندگان اوست ، بنده بايد كه كار خود كند كه خداوند كار خود مىكند ، كار بنده ، فرمانبردارى است و كار خداوند ، پروردگارى است .
اى درويش ! دانايان در دنيا هرگز چيزى نخواستهاند ، به هر چه پيش آمده است راضى و تسليم بودهاند ، از جهت آن كه دانستهاند كه آدمى نداند كه به آمد وى در چيست .
وَ عَسى انْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى انْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللّهُ يَعْلَمُ وَ انْتُمْ لاتَعْلَمُونَ » « 2 »
و بسا چيزى را خوش نداريد و آن براى شما خير است ، وبسا چيزى را دوست داريد و آن براى شما بد است ؛ و خدا [ مصلحت شما را در همه امور ] مىداند و شما نمىدانيد .
و به يقين دانستهاند كه خداى مصلحت كار بنده داند ، پس تدبير و تصرف خود و ارادت و اختيار خود از ميان برداشتهاند و كار به خداى بگذاشتهاند . » « 3 » وَ أُفَوِّضُ امْرى الَى اللّهِ انَّ اللّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ » « 4 »
هامش
( 1 ) - زخرف ( 43 ) : 32 .
( 2 ) - بقره ( 2 ) : 216 .
( 3 ) - انسان كامل : 335 .
( 4 ) - غافر ( 40 ) : 44 .