شبان وادى دل صد هزارش * يد و بيضا بود در آستينى
سليمان حشمتان ملك عرفان * كجا باشند محتاج نگينى
بنازم ملك درويشى كه آن جا * بود قارون گداى خوشه چينى
عجب نبود اگر با دشمن و دوست * نباشدعاشقان را مهر و كينى
اعتماد به خدا در تمام شؤون حيات
براى نجات از جاذبههاى خطرناك درونى و برونى كه مانع تهذيب و اصلاح نفس است ، بايد دست توسل به رحمت واسعهء حضرت حق زد ، و با اطمينان خاطر به وجود مقدس او اعتماد كرد ، تا در فضاى اين اعتماد ، در مرحلهء اول : به روزى حلال قانع شد . و در مرحلهء دوم : عبادات و طاعات را با يقين به اين كه براى دنيا و آخرت و حالات روحى و اخلاقى داراى نتيجه و ثمره شيرين است انجام داد ، و در مرحلهء سوّم : از چشم داشت به مردم به خصوص شرار خلق نجات پيدا كرد ، و سپس در مرحلهء چهارم : از احوالات و انفاس اولياى خدا بهره گرفت كه هر كس بر حضرت او اعتماد و توكّل كند بدون شك به تمام اين حقايق و واقعيتها خواهد رسيد ، و از عنايات و الطاف و فيوضات آن منبع كمالات ، و معدن اسماى حسنى و صفات عليا بهرهء كامل خواهد گرفت .
بى ترديد بدون روزى حلال وقناعت به آنچه كه حضرت دوست عنايت مىكند ، و منهاى عبادات و طاعات با حال ، و جداى از عزلت از شرار خلق ، و بدون هم نفسى با اولياى الهى كار نفس به سامان نرسد ، و در گردونهء اصلاح و تهذيب قرار نگيرد .
حقيقت توكّل و اعتماد به خدا
بزرگان دين ما مىگويند :