تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
نفس به عشق و محبت روى به حضرت نهد ، و به غيرت و همّت در هيچ مقام توقف نكند و به هيچ التفات ننمايد جز به حضرت عزت ، و روح را اين وسيله تمام است در وصول به حضرت ، و او پيش از اين در عالم ارواح اين دو آلت نداشت ، همچون ملائكه به مقام خويش راضى بود ، و از شمع جمال احديت به مشاهده نورى و ضوئى قانع گشته كه : وَ ما مِنّا الّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ » « 1 » و هيچ يك از ما فرشتگان نيست مگر اين كه براى او مقامى معين است . و زهرهء آن نداشت كه قدم از آن مقام فراپيش نهد ، چنان كه جبرئيل مىگفت : لَوْ دَنَوْتُ انْمُلَةً لَاحْتَرَقْتُ . « 2 » اگر به اندازهء انگشتى نزديك مىشدم ، مىسوختم . و لكن چون روح به عناصر جفت گرفت از ازدواج ايشان دو فرزند هوا و غضب پديد آمد ، هوا جهول بود و غضب ظلوم ، تا روى نفس در اسفل بود . اين دو ظلوم و جهول او را در مهالك مىانداختند ، و روح اسير ايشان بود ، جمله هلاك مىشدند ، چون توفيق رفيق گشته و به كمند جذبهء : ارْجِعى الى رَبِّكِ نفس توسن صفت را به عالم علو و حضرت خواندند ، روح كه سوارى عاقل بود چون به مقام معلوم خود رسيد خواست كه جبرئيل وار عنان باز كشد ، نفس توسن صفت چون پروانه ديوانه به دو پرظلومى و جهولى كه هوا و غضب باشد خود را بر شمع احديت زد و ترك وجود مجازى گفت و دست در گردن شمع كرد تا شمع ،
هامش
( 1 ) - صافّات ( 37 ) : 164 . ( 2 ) - بحار الأنوار : 18 / 382 ، باب 3 ؛ المناقب ، ابن شهر آشوب : 1 / 178 .