درآمدهاند .
پس اين هر دو صفت را به حد اعتدال بايد رسانيد تا در مقام بهيمى و سبعى نماند ، و ديگر صفات از آن تولد نكند كه اگر هوا از حد اعتدال تجاوز نمايد ميل شديد به غذاهاى لذيذ و حرص و امل و شهوت و خست و دنائت و بخل و خيانت پديد آيد .
و اعتدال هوا آن است كه جذب منافع كه خاصيت اوست به قدر حاجت و ضرورت كند ، در وقت احتياج كه اگر به زياده از حاجت ميل كند حرص پديد آيد ، و اگر به جهت پيشنهاد عمل كند امر ظاهر شود ، و اگر ميل به چيزى ركيك كند دنائت و خسّت پديد آيد ، و اگر ميل به چيزى رفيع و لذيذ كند شهوت زايد ، و اگر ميل به نگاهداشت كند بخل گردد ، و اگر از انفاق بترسد كه در فقر افتد بددلى خيزد ، و اگر زياده از حاجت صرف كند تبذير باشد ، و اين جمله از قبيل اسراف است ومسرف به واسطه اين صفات از نظر عنايت محروم است كه :
انَّهُ لايُحِبُّ الْمُسْرِفينَ » « 1 »
كه قطعاً خدا اسراف كنندگان را دوست ندارد .
اگر صفت غضب از حد اعتدال تجاوز كند بدخوئى و تكبر و عداوت و حدت و تندى ، و خودرأيى ، و استبداد ، و بى ثباتى ، و كذب و عجب و تفاخر تولّد كند ، و اگر غضب غالب باشد و نتواند راندن ، حقددر باطن پديد آيد .
و اگر صفت غضب و صفت هوا هر دو غالب شوند حسد تولّد كند ؛ زيرا كه به غلبهء هوا هر چه در كس ديگر بيند و او را خوش آيد ميل به او كند ، و از غلبهء غضب نخواهد كه آن كس را باشد ، و حسد آن است كه آنچه ديگرى دارد خواهى كه او را نباشد و از براى تو باشد ، و اين جمله از قبيل ظلم است ، و ظالم به واسطهء اين
هامش
( 1 ) - انعام ( 6 ) : 141 .