حال ملاحظه كنيد آزادى از غرايز و شهوات و نفسانيّات غير مشروع ، و رهائى از جاذبههاى پرقدرت مادى كه محصولى جز غفلت و سستى از عبادت و افتادن در بند معصيت و محرمات الهى ندارد چه مشكل و چه تكليف سخت و چه وظيفه طاقت فرسائى است ؟ ! !
در ميان موج دريا تخته بندم كرده دوست * باز مىگويد كه دامن تر مكن هشيار باش
او به انسان شهوت و غريزه و ميل عنايت كرده ، و وى را با دنيا و زرق و برق آن روبه رو فرموده ، و حالت لذتطلبى در آدمى نهاده ، ووى را با قدرت اراده و اختيار و حواس پنج گانه ظاهرى آراسته ، آنگاه فرمان قاطع مىدهد كه در مسئلهء غرايز و شهوات ، و ارتباط با لذات و امور مادى ، خود را محدود به حدود الهى و مقررات قرآنى و قوانين اسلامى كن ، و تا روز خروج از دنيا مواظب باش آئينه نفس با هجوم تير گناه و سنگ معصيت نشكند ، و دامن وجودت به حرام آلوده نگردد ، و خانهء دل از ذكر خدا خالى نشود ، و دنيايت با آخرت جابهجا نگردد ، و از رضايت حق و بهشت محروم نشوى ، و به عذاب اليم ابد دچار نگردى .
آه ، كه تهذيب و اصلاح نفس و همگام كردن آن با خواستههاى حضرت حق چه كار دشوراى و چه عمل سنگينى است ؟ !
وجود مقدس او انسانى را كه وجودش بافته از تار و پود شهوات و اميال است ، و او را بر سر سفرهء دنيا نشانده ، و از طرفى هم موجودى ضعيف و ناتوان و محدود است ، مكلّف فرموده ، دلش را دريايى از معرفت نسبت به حق و قيامت و انبيا و امامان وحقايق قرا دهد ، و اعضاى رئيسهاش را كه چشم و گوش و زبان و دست و شكم و شهوت و قدم است در گردونهء عمل صالح بگذارد ، و نفسش را به تمام حسنات اخلاقى آراسته نمايد ، اين انسان با همه اين مطالب به راستى و به درستى