حضرت كلمهء خازن را به جهت احترام به مرد محتاج فرموده كه دل او بيشتر شكسته نشود و گرنه در حقيقت او باركش مال ديگران است .
« سلمان فارسى در هنگام مرگ اظهار تأسف كرد ؛ پرسيده شد : چرا اى بنده خدا ! افسوس مىخورى ؟ گفت : اندوهم براى دنيا نيست ، بلكه چون پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به ما سفارش كرد كه بايد قوت روزانه هر يك از شما به اندازهء ره توشهء يك مسافر باشد من با اين همه اثاثيه در اطرافم مىترسم از دستور آن حضرت سرپيچى كرده باشم سپس با دستش به آنها اشاره كرد و گفت : آن بالش و شمشير و كاسه . » « 1 » پس توجه داشته باش كجا هستى و با كى هستى ، قدرى با خود خلوت كن ، به صحرا و كوه و بيابان برو و كمى نماز بخوان و بگو خدايا ! من يقين مىخواهم .
حضرت شيخ بهايى مىفرمايد :
از هوس بگذر رها كن كشّ و فش * پا ز دامان قناعت در مكش
گر نباشد جامهء اطلس تو را * كهنه دلقى ساتر تن بس تو را
ور مزعفر نبودت با قند و مشك * خوش بود دوغ و پياز و نان خشك
ور نباشد مشربت از زرّناب * با كف خود مىتوانى خورد آب
ور نباشد مركب زرين لجام * مىتوان هم زد بپاى خويش گام
ور نباشد دور باش از پيش و پس * دور باش نفرت خلق از تو بس
ورنباشد خانههاى زرنگار * مىتواند بردن به سر در كنج غار
ور نباشد فرش ابريشم طراز * با حصير كهنهء مسجد بساز
ور نباشد شانهاى از بهر ريش * شانه بتوان كرد با انگشت خويش
( شيخ بهايى )
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 69 / 54 ، باب 94 ، ذيل حديث 85 ؛ عدّة الدّاعى : 115 .