زگلزار معنى نه رنگى نه بويى * در اين كهنه گنبد نه هائى نه هويى
تو را خواب غفلت گرفته است در بر * چه خواب گران است اللّه اكبر
چرا اين چنين عاجز و بىنوايى * بكن جستجوئى بزن دست و پايى
سؤال علاج از طبيبان دين كن * توسّل به ارواح آن طيبين كن
دو دست دعا را برآور به زارى * همى گو به صد عجز و صد خواستارى
الهى به خورشيد اوج هدايت * الهى الهى به شاه ولايت
الهى به زهرا الهى به سبطين * كه مىخواندشان مصطفى قرّة العين
الهى به سجاد آن معدن علم * الهى به باقر شه كشور حلم
الهى به صادق امام اعاظم * الهى به اعزاز موسى كاظم
الهى به شاه رضا قائد دين * به حق تقى خسرو ملك تمكين
الهى به حق نقى شاه عسكر * بدان عسگرى كز ملك داشت لشگر
الهى به مهدى كه سالار دين است * شه پيشوايان اهل يقين است
كه بر حال زار بهائى عاصى * سر دفتر اهل جرم و معاصى
كه در دام نفس و هوا اوفتاده * به لهو و لعب عمر بر باد داده
ببخشا و از چاه حرمان برآرش * به بازار محشر مكن شرمسارش
برون برش از خجلت روسياهى * الهى ، الهى ، الهى ، الهى
( شيخ بهايى )
4 - عطا و منع الهى
جمله نورانى : « تويى آن كه بيشتر عطا مىكنى و كمتر منع مىنمايى » نيز ريشه در قرآن و معارف اسلامى دارد .
خداوند متعال ، اگر مىخواست بر اثر معصيت بندگان ، نعمت هايش را از آنان دريغ دارد ، مىبايست يك لقمه نان و يك قطره آب به احدى از خلايق به جز پاكان