اهل عزّت را از عزّ و سرورى * جز مراعات گران كردن چه حظ
كار عقبا را پس افكندن چه سود * فوت كردن وقت تا رفتن چه حظ
زينت دنيا ندارد چون بقا * عاقلان را دل در آن بستن چه حظ
فيض را زين پندهاى بيهده * گفتن و به نوشتن و خواندن چه حظ
( فيض كاشانى )
3 - بخشش و كيفر الهى
جمله ملكوتى : تويى آن خدايى كه بخششت از كيفرت بلندتر و مهرت بر غضبت پيشى مىگيرد ، ريشه در قسمتى از آيات قرآن و معارف الهيّه ائمه معصومين عليهم السلام و مسائل عالى خلقت دارد كه بر اثر گناه و معصيت ، مستحق غضب و سخط الهى است ، با اتصال به توبه و انابه ، مورد عفو و رحمت قرار مىگيرد و آتش غضب و سخط از او برداشته مىشود .
انسانى كه به حقيقت براى خود آتش فراهم آورده ، چنانچه قبل از فرا رسيدن آخرت ، توفيق بازگشت و انابه و تسليم پيدا كند ، رحمت واسعهء حق شامل حال او مىشود .
در حالى كه بنده در ابتدا به معصيت و بىتقوايى علاقمند مىشود و به طور طبيعى حضرت هم او را بايد غضب و طرد كند و او را به عنوان مجرم به جايگاه جريمه بكشد ، ابتداى به توبه و رحمت و مغفرت مىكند و از خطاكار دعوت به توبه وانابه مىنمايد .
وَاذا جاءَكَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ انَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ اصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ