استقامت در برابر اذيّت و نيروى غير عادى در مبارزه ارزانى داشته است ، همچنانكه دامنهء همّت و آرزوهاشان را نيز وسعت داده تا بعد از آمدن ايشان ديگر حجتى براى مردم باقى نماند و كفار عذرى نداشته باشند .
نوح عليه السلام كه از انبياى اولوالعزم و قوىّ الاراده بود ، به همين جهت نهصد و پنجاه سال آزار قوم و استهزاى ايشان را به اميد رسيدن به هدف مقدس خويش تحمّل نمود و لكن روز به روز مردم بر لجاج و طغيان خود مىافزودند و دعوتش در ايشان جز نفرت اثر نمىگذارد ، تا رفته رفته رشتهء اميدش سست گشته ، به ناچار به درگاه خداوند شكايت برد و از او يارى و راه چاره طلب كرد ، خداوند به وى وحى فرستاد كه :
وَ أُوحِىَ إِلَى نُوحٍ أنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ » « 1 »
و به نوح وحى شد كه از قوم تو جز كسانى كه [ تاكنون ] ايمان آوردهاند ، هرگز كسى ايمان نخواهد آورد ؛ بنابراين از كارهايى كه همواره [ بر ضد حق ] انجام مىدادند ، اندوهگين مباش .
نوح چون دانست كه قلم قضا بر كفر ايشان رانده شده و خداوند مُهر بر دلهاشان نهاده و هيچ اميدى به ايمان آوردنشان نيست و ديگر در برابر برهان او خاضع نخواهند شد ، عرضه داشت :
وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لاتَذَرْ عَلَى الأْرْضِ مِنَ الْكافِرينَ دَيّاراً * إنَّكَ إنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لايَلِدُوا إلَّا فاجِراً كَفّاراً » « 2 »
و نوح گفت : پروردگارا ! هيچ يك از كافران را بر روى زمين باقى مگذار *
هامش
( 1 ) - هود ( 11 ) : 36 .
( 2 ) - نوح ( 71 ) : 26 - 27 .