چون نعمت خواهند ارزانى دارد . » « 1 »
نوح و مكاره
جناب نوح نهصد و پنجاه سال مردم را به توحيد و اعمال صالحه و اخلاق حسنه دعوت كرد . « 2 » او مىخواست مردم را از آلودگىها برهاند و به حسنات آراسته نمايد و خير دنيا و آخرت مردم را تضمين كند .
او از ابتداى بعثت و رسالتش تا نهصد و پنجاه سال همراه با انواع مشكلات و مشقّات و مكاره و مصايب مردم را به فضيلت دعوت و از رذيلت نهى فرمود .
از مردم زمان عدّهاى بسيار كم به او ايمان آورده و دعوتش را پذيرفته ، رسالتش را تصديق كردند . اما آنان كه خداوند مُهر بر دلهايشان نهاده بود و قلم ازل شقوت را بر ايشان ثبت كرده بود ايمان نياورده و هدايت نشدند .
بيشتر آنان از طبقهء اول و دوم جمعيت بودند كه در ميان قوم و ملّت موقعيت و مقامى داشتند . اينان نه تنها به وى ايمان نياوردند بلكه كارشكنى هم مىكردند و در آخر كار آشكارا او را استهزا نموده طرز فكر او را سفيهانه خوانده مىگفتند :
« تو بشرى مانند ما هستى ، اگر خدا مىخواست رسولى نزد ما بفرستد فرشتهاى انتخاب مىكرد و در آن صورت ما هم به گفتههايش گوش فرا داده و دعوتش را مىپذيرفتيم . علاوه اگر دعوت تو حق بود يك مشت اراذل و اوباش و صاحبان مشاغل پست و فاقد افكار پخته كه اقبال و ادبار و ردّ و قبولشان كوركورانه و بدون تحقيق است ، به قبول دعوتت بر ما سبقت نمىگرفتند بلكه ما مردم فَطِن و با فراست و صاحبان اذهان صاف و افكار روشن پيشدستى كرده و به ايمان به تو و
هامش
( 1 ) - فرج بعد از شدّت : 22 با اندكى تصّرف .
( 2 ) - « وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِفَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَ هُمْ ظلِمُونَ » عنكبوت ( 29 ) : 14 .