تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
اقتدا به هدايتت از آنان سبقت مىجستيم . » آنگاه در جدال خود لجاجت و پافشارى كرده گفتند : « ما هرگز براى تو و يارانت فضيلتى بر خود نمىبينيم ، نه در عقل و درايت و نه در دورانديشى و تشخيص و رعايت مصالح و نه در شناختن معاد و سرانجام گردون گردان ، بلكه ما تو و يارانت را مردمى دروغگو مىشناسيم . » نوح عليه السلام بدون اين كه سفاهت ايشان حوصله‌اش را به سر آورد و يا روش و رأى و انديشهء او را از آنچه بود تغيير داده باشد ، در جوابشان فرمود : « به من انصاف دهيد آيا اگر من بر صدق دعوايم از ناحيهء خدا داراى حجت باشم و خداوند مرا مشمول رحمت و فضل خود كرده باشد و لكن شما در اشتباه بوده و راه حق را گم كرده باشيد و بخواهيد آفتاب را با دست‌هاى خود مستور سازيد و ستارگان را كور كنيد ، راستى بگوييد آيا مىتوانم با اين حال رسالت خود را بر شما تحميل نموده و شما را به ايمان مجبور سازيم » ؟ گفتند : « اى نوح ! اگر مقصودت از ايمان آوردن ما هدايت ماست و مىخواهى كه ما ياريت كرده مزيد بر شوكتت شويم ، بايد نخست اراذل و اوباشى را كه دوروبرت را گرفته‌اند از خود دور ساخته و از ياريشان چشم بپوشى ، چون ما طاقت اين را نداريم كه خود را همدوش ايشان نموده و همكاريشان كنيم ، حتى حاضر نيستيم در ايمان آوردن به تو قرين ايشان باشيم ؛ چطور دينى را بپذيريم كه ميانهء اشراف و سفلگان و شاه و گدا فرقى نمىگذارد » ؟ ! نوح عليه السلام در پاسخ گفت : « دعوت من عمومى و براى همهء طبقات شماست و در اين دعوت فرقى ميانهء افراد روشن فكر و بىسواد ، وافراد سرشناس و دورافتادگان و مردمان توانگر و تهيدستان و رؤسا و مرئوسين نيست ، بپذيرم كه درخواست شما را پذيرفته و منظور شما را تأمين كرده ، اين دسته از مردم را از خود طرد نمودم ، آن وقت در نشر دين و تأييد رسالتم به چه كسانى اعتماد كنم ؟ به شما كه همه در فكر