دوست پناه برده و از قدرت حكيمانه و ارادهء عادلانهاش درخواست نجات نمودند ، آن معشوق عاشقان هم با حفظ مصلحت و توجه به خير دنيا و آخرت آنان ، گره از كارشان گشود و از درياى غم به ساحل نجاتشان رهنمون گشت .
آدم و مكاره
آن وجود ذىجود چون به اغواى شيطان در معيّت همسرش حوّا به شجرهء منهيّه نزديك شد و قدم در گذرگاه خطرناك حرص گذارد ، لباس بهشتى از وى گرفته شد و به امر حضرت ربّ همراه همسرش به زمين هبوط كرد .
در زمين به خاطر بىتوجهى نسبت به امر حضرت ذوالاحسان و از دست دادن بهشت و عريان شدن از لباس كرامت و تاريكى درون و برگشتن رنگ چهره ، به اندوهى سخت و دردى طاقت فرسا و رنجى عظيم و غصهاى ناگفتنى گرفتار شد . با توفيق خود حضرت محبوب و راهنمايى امين وحى ، دست نياز به درگاه بىنياز برداشت و به پيشگاه مقدّس حضرت ربالعزّه همى اغاثه و زارى و اصرار نمود .
« تا بارى تعالى اغاثت او به لطف خفى و اعانت او به فرج قوى ارزانى داشت و ذكر مقامات و رفع درجات و كشف بليّات او در چندين موضع از مصحف مجيد مذكور گردانيد .
و چون وجود او از مادر « كُنْ » متولد گشت ، در مكتب وجودش به تعلّم :
وَ عَلَّمَ آدَمَ الأْسْماءَ كُلَّها » « 1 »
و خدا همهء نامها [ ىِ موجودات ] را به آدم آموخت .
مشغول گردانيد و مسجود مقرّبان حضرتش كرد و جنّت عدن را تماشاگه او گردانيد .
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) : 31 .