بعد از آن به افعالش مؤاخذه كرد و انگشت بر حرف او نهاد كه :
الَمْ أنْهَكُما عَنْ تِلْكُما الشَّجَرَةِ » « 1 »
آيا من شما را از آن درخت نهى نكردم ؟
پس از آن كه به هشت بهشت آسوده بود ، به غرامت آن ترك به ضرورت بهشت بِهِشت و به خاكدان دنيا هبوط كرد و به فراق جنّت و هجر حوّا مبتلا گشت و به خجالت گناهكارى درمانده شد و دويست سال به نوحه و نالهء :
رَبَّنا ظَلَمْنا أنْفُسَنا » « 2 »
پروردگارا ! ما بر خود ستم ورزيديم .
روزگار گذاشت و هر لحظه دلش پرخونتر و غمش روز افزونتر بود تا ارحم الراحمين به تضرّع و دموع و استكانت و خضوع او ببخشيد و خلعت :
فَتَلَقَّى ءَادَمُ مِن رَّبّهِكَلِمتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إنَّهُ هُوَ التَّوابُ الرَّحيمُ » « 3 »
پس آدم كلماتى را [ مانند كلمهء استغفار و توسّل به اهل بيت : كه مايهء توبه و بازگشت بود ] از سوى پروردگارش دريافت كرد و [ پروردگار ] توبهاش را پذيرفت ؛ زيرا او بسيار توبهپذير و مهربان است .
در گردن او انداخت و محنتش را به نعمت مبدّل گردانيد و حوّا را به او رسانيد .
پس آدم اول كسى بود كه دعا كرد و اجابت آمد و استغاثت كرد و اعانت يافت و غمش به شادمانى و سختيش به آسانى بدل گشت و به تجديد نِعَم و ازالت نِقَم از حضرت قِدَم مخصوص و ممتاز گشت .
او رحيمى و پادشاهى است كه چون از وى رحمت طلبند بخشايش فرمايد و
هامش
( 1 ) - اعراف ( 7 ) : 22 .
( 2 ) - اعراف ( 7 ) : 23 .
( 3 ) - بقره ( 2 ) : 37 .