ره آسمان درونست ، پرِ عشق را بجنبان * پرِ عشق چون قوى شد غم نردبان نماند
تو مبين جهان ز بيرون كه جهان درون ديده است * چو دو ديده را ببستى ز جهان جهان نماند
دل تو مثال بام است و حواس ناودانها * تو ز بام آب مىخور كه چو ناودان نماند
تو ز لوح دل فرو خوان بتمامى اين غزل را * منگر تو در زبانم كه لب و زبان نماند
تن آدمى كمان و نَفَس و سخن چو تيرش * چو برفت تير و تركش عمل كمان نماند
( مولوى )
مصايب و ابتلاهاى انبياء عليهم السلام
آيات كتاب حق ، ناطق به اين معناست كه تنها گرهگشاى مشكلات خداست و اين انسان است كه نبايد از مكاره و مصايب هراسى به خودراه دهد بلكه بايد بداند كه مكاره و دردها و مشكلات و سختىها ، نردبان ترقى و عوامل رشد و كمالند ، چيزى كه هست بايد به پيشگاه حريم حرم دوست دست دعا بردارد و از جناب او بخواهد كه در حل مشكل به او كمك دهد كه او حلّال تمام مشكلات است ، چنان كه در جملهء اول آمد :
« يا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَكارِهِ »
قرآن مجيد به ابتلا و مصيبت بعضى از انبيا اشاره دارد و به بيان اين معنى در اين زمينه مىپردازد كه آن پاكان سرباخته در راه محبوب ، به وقت گرفتارى ، به حضرت