تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
ضرورت به نصرت او اعتصام نمودند و علم او بدان شامل بود كه چون آن بليّت مكشوف و آن بند مرفوع گرديد ، جز به كفران نعمت و ناسپاسى و حق ناشناسى مشغول نباشند و معهذا چون استغاثت به دو كردند دستگيرى نمود و چون استعانت از او خواستند نصرت فرمود ، چنان كه چند جايگه در تنزيل ، بيان آن فرموده است . « 1 »

آياتى ديگر در مصايب و مكاره و رفع آن

وَ اذا مَسَّ الإْنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أوْقاعِداً أوْقائِماً فَلَمّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأنْ لَمْ يَدْعُنا إلى ضُرٍّ مَسَّهُ كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ » « 2 » و چون انسان را گزند و آسيبى رسد ، ما را [ در همهء حالات ] به پهلو خوابيده يا نشسته يا ايستاده [ به يارى ] مىخواند ، پس زمانى كه گزند و آسيبش را بر طرف كنيم ، آن چنان به راه ناسپاسى و گناه مىرود كه گويى هرگز ما را براى بر طرف كردن گزند و آسيبى كه به او رسيده [ به يارى ] نخوانده است ! ! اين گونه براى اسراف كاران اعمالى كه همواره انجام مىدادند ، آراسته شده [ تا جايى كه زشتى اعمالشان را نمىفهمند . آرى ، اين معنى را بدكاران هم مىدانند كه جز حضرت اللَّه كسى را قدرت بر حل مشكلات و گشودن گره‌ها نيست . شاعرى در اين زمينه چه زيبا سروده :
هامش
( 1 ) - فرج بعد از شدت : 16 . ( 2 ) - يونس ( 10 ) : 12 .