و كتب آسمانى و قيامت و عمل بر اساس ايمان و عقيده و نيز ضرر آلوده شدن به گناه مىفرمايند :
« بدان كه حق تعالى از ملكوت ارواح راهى به روح نهاده است ، و از روح راهى به دل گشاده ، و از دل راهى به نفس نهاده ، و از نفس راهى به قالب صورت كرده ، تا هر مدد و فيض كه از عالم غيب به روح رسد ، از روح بدان راه به دل رسد ، و از دل راهى به نفس رسد ، و از نفس اثرى به قالب رسد ، و از قالب عملى مناسب آن پديد آيد .
و اگر بر صورت قالب عمل ظلمانى شيطانى پديد آيد ، اثر آن ظلمت به نفس رسد ، و از نفس كدورتى بر دل رسد ، و از دل غشاوتى به روح رسد ، و نورانيّت روح را در حجاب كند ، چون هاله كه گِرد ماه درآيد ، به قدر آن حجاب ، راه روح به عالم غيب بسته شود و از مطالعهء آن عالم بازماند و مدد فيض به او كمتر رسد ، و هر چند آن عمل ظلمانى بر قالب زياده شود ، اثر ظلمت به روح زياده شود و حجاب او بيشتر گردد و به قدر حجاب ، بينايى و گويايى و شنوايى و دانايى روح كمتر مىشود .
اما اگر مطالعه بر قانون شريعت به او نرسد - العياذ باللّه - خوف آن باشد كه سوء الخاتمه به او پيوندد و به صفت :
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ » « 1 »
كر و لال و كورند ، به همين سبب [ دربارهء حقايق ] انديشه نمىكنند .
موصوف گردد ، و اين جمله چون طلسمى است كه حق تعالى از جسمانى و روحانى به يكديگر بستهاند و كليد طلسم گشايى آن « شريعت » كرده .
شريعت و طريقت
و شريعت را ظاهرى است و باطنى ، و ظاهر آن اعمال بدنى است ، كه كليد
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) : 171 .