انسانيت را از ياد مىبرد و از شرافت نفس غافل مىشود ، به نداى وجدان اخلاقى بىاعتنا مىگردد و سجاياى انسانى را ناچيز مىشمرد چنين انسانى در معرض انواع آلودگىها و سيئات اخلاقى قرار مىگيرد و همواره در مسير انحطاط و سقوط پيش روى مىكند .
او در گفتار و رفتار خويش مطيع هواى نفس و تمايلات غريزى است و در كارهاى غيرانسانى و خلاف اخلاق لاأبالى و بىباك است و عدل و انصاف و حقيقت را ناديده مىگيرد ، به آسانى مرتكب گناه و ناپاكى مىشود و براى رسيدن به شهوات و تمنيات نفسانى به زشتترين عمل دست مىزند ، شرف انسانى را پايمال مىنمايد و خويشتن را از اوج انسانيت به حضيض حيوانيت تنزل مىدهد .
آرى ، خود فراموشى مجازات كسانى است كه از آفريدگار جهان غافل مىشوند ، خدا را فراموش مىكنند ، مسؤوليّت خويش را در پيشگاه الهى از ياد مىبرند ، سنن تكوينى و قوانين تشريعى را ناديده مىگيرند و از برنامههاى تعالى و تكامل سرباز مىزنند .
ارزش عمر
در نظر مردان الهى عمر و زندگى زمانى ارزش دارد كه با ياد خدا و در اطاعت بارى تعالى طى شود و آميخته به حق و فضيلت باشد و گرنه عمرى كه مايهء افزايش اعمال ناروا و مجرى افكار شيطانى است و با گناه و ناپاكى مىگذرد بهتر است كه نباشد ، همچنان كه امام زين العابدين عليه السلام مىفرمايد :
وَ عَمَّرنى ما كانَ عُمُرى بِذْلَةً فى طاعَتِكَ ، فَاذا كانَ عُمُرى مَرْتَعاً لِلشَّيْطانِ فَاقْبِضْنى الَيْكَ قَبْلَ انْ يَسْبِقَ مَقْتُكَ الَىَّ ، اوْ يَسْتَحْكِمَ