غَضَبُكَ عَلَىَّ . « 1 » و مرا زنده دار ، مادامى كه عمرم در طاعت تو به كار رود ، و هنگامى كه عمرم بخواهد چراگاه شيطان شود ، جانم را بستان پيش از آن كه دشمنى و نفرتت بر من پيشى گيرد ، يا خشمت نسبت به من محكم و استوار شود .
لذا از نظر خداشناسى روش پيغمبران اين بود كه در آغاز مردم را به نداى درونى خودشان متوجه مىكردند و از معرفت فطرى كه با سرشتشان آميخته است سخن مىگفتند و حس خداجويى را در نهادشان بيدار مىكردند . نيروى عقلشان را به كار مىگرفتند ، سپس از راه خودشناسى به آنان درس خداشناسى مىدادند و آنان با آگاهى از آفرينش حكيمانهء خويش به آفريدگار حكيم معتقد مىساختند .
امام على عليه السلام مىفرمايد :
فَبَعَثَ فيهِم رُسُلَهُ وَ واتَرَ الَيْهِمْ انْبِيائَهُ لِيَسْتأدُ وهُمْ ميثاقَ فِطْرَتِه وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِىَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْليغِ وَ يُثيرُوا لَهُمْ دَفائِنَ الْعُقُولِ . « 2 »
پس خداوند رسولانش را برانگيخت ، و پيامبرانش را به دنبال هم به سوى آنان گسيل داشت ، تا ادعاى عهد فطرت الهى را از مردم بخواهند ، و نعمتهاى فراموش شدهء او را به يادشان آرند و با ارائهء دلايل بر آنان اتمام حجت كنند ، و نيروهاى پنهان عقول آنان را برانگيزانند .
هامش
( 1 ) - صحيفه سجاديه : دعاى 20 .
( 2 ) - نهج البلاغه : خطبهء 1 .