جملهء بيدك الخير با توجه به الف و لام استغراق در « الخير » و مقدم شدن « بيدك » بر او نشان مىدهد كه تمام خيرها و بركات و نيكها در دست خداست و در ضمن استفاده مىشود كه هم عزت خير است و هم ذلت خير است . بخشيدن حكومت و گرفتن آن هم هر كدام در جاى خود خير است و بر طبق قانون عدالت ، شرّى وجودى ندارد جانيان و بدكاران ، خيرشان در آن است كه در زندان باشند و نيكوكاران با ايمان خيرشان در آزادى است . به تعبير ديگر در جهان هستى شرى وجود ندارد ، اين ما هستيم كه خيرات را مبدّل به شر مىكنيم .
جملهء إِنَّكَ عَلَى كُلّ شَىْءٍ قَدِيرٌ در واقع دليلى است بر تمام آنچه در آيه آمده است ؛ زيرا وقتى او بر هر چيزى قادر است ؛ حكومت و عزت و خيانت به دست اوست .
و نكته جالب اين است كه ابليس هم در آغاز آفرينش خداوند ، در بهشت به آدم گفت : « اى آدم ! آيا مىخواهى تو را به درخت جاويدان و مُلك فناناپذير راهنمايى كنم ؟ » در واقع شيطان حساب كرد كه آدم به زندگى جاويدان و رسيدن به قدرت بى زوال تمايل دارد ؛ پس براى كشاندن او به مخالفت فرمان پروردگار از دو عامل جاودانگى و حكومت هميشگى براى فريب او بهره برد و شيطان هم براى گمراهى بشر بر روى آن دو نقطه حساس انگشت مىگذارد .
به همين جهت در قيامت هم خداوند اين پرسش را مطرح مىكند كه قدرت و حكومت از آن كيست ؟ ولى پاسخ گو چه كسانى هستند ؟
خداوند مىفرمايد :
يَوْمَ هُم برِزُونَ لَايَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَىْءٌ لّمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَ حِدِ الْقَهَّارِ » « 1 »
هامش
( 1 ) - غافر ( 40 ) : 16 .