مَطْوِيَّاتُ بِيَمِينِهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ » « 1 »
و خدا را آن گونه كه سزاوار اوست نشناختند ، در حالى كه زمين در روز قيامت يكسره در قبضهء قدرت اوست ، و آسمانها هم درهم پيچيده به دست اوست ؛ منزّه و برتر است از آنچه با او شريك مىگيرند .
سرچشمهء شرك عدم معرفت صحيح دربارهء خداوند است كسى كه بداند :
اولًا : او وجودى بىپايان و نامحدود از هر نظر است .
ثانياً : آفرينش همه موجودات از ناحيهء اوست و حتى در بقاى خود هر لحظه به فيض وجود او نيازمندند .
ثالثاً : تدبير عالم هستى و گشودن گره تمام مشكلات و همه ارزاق به دست با قدرت اوست و حتى اگر شفاعتى هم انجام گيرد به اذن و فرمان او خواهد بود ، معنى ندارد كه رو به سوى ديگرى آرد . اصلًا چنين وجودى با اين صفات دوگانگى براى او محال است ؛ زيرا دو وجود نامحدود از جميع جهات عقلًا غيرممكن است .
در آيهء فوق براى بيان عظمت قدرت او از دو تعبير كنايى قبضته و مطويات بيمينه استفاده كرده است .
« قبضة » به معنى چيزى است كه در مشت مىگيرند و معمولًا كنايه از قدرت مطلقه و سلطه كامل بر چيزى است . « مطويات » از مادهء طى به معنى به هم پيچيدن است كه گاه كنايه از گذشتن عمر يا عبور از چيزى است .
كسى كه طومارى را در هم پيچيده و در دست راست گرفته كاملترين تسلط را بر آن دارد مخصوصاً انتخاب يمين يعنى دست راست به خاطر آن است كه غالب
هامش
( 1 ) - زمر ( 39 ) : 67 .