تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
تو ابدى هستى بنابراين زمانى برايت نيست و تو منتهاى هر چيز هستى از اين رو گريزى از تو نيست و تو وعده‌گاه هستى كه نجاتى از تو جز به تو نيست . مهار هر جنبده‌اى در كف تو ، و بازگشت هر انسانى به سوى توست . منزهى از هر عيب چه بزرگ است شأن تو ! منزهى ، چه عظيم است آنچه از مخلوقاتت كه مىبينيم و چه كوچك است عظمت آن در كنار قدرت تو ! و چه دهشت آور است آنچه از ملكوت تو مشاهده مىنماييم ! و چه اندازه حقير است آنچه ديده مىشود در برابر آنچه از سلطنت تو براى ما ناپيداست . نعمت‌هايت در اين دنيا چه گسترده فراوان است و بااين حال در برابر نعمت آخرتت چقدر كوچك است . از وجود مقدس حضرت امير مؤمنان على عليه السلام درباره معناى « لاحَوْلَ وَ لاقُوَّةَ الَّا بِاللَّه » پرسيدند فرمود : انَّا لانَمْلِكُ مَعَ اللَّهِ شَيْئاً وَ لانَمْلِكُ إلَّا ما مَلَّكَنا فَمَتى مَلَّكَنا ما هُوَ امْلَكُ بِهِ مِنّا كَلَّفَنا وَ مَتى اخَذَهُ مِنَّا وَضَعَ تَكْليفُهُ عَنَّا . « 1 » با وجود خدا دارندهء چيزى نيستيم ، و دارندهء چيزى نمىشويم ، جز آنچه او ما را دارندهء آن نمايد ، بنابراين وقتى ما را دارندهء چيزى نمود كه خود نسبت به آن دارنده‌تر است وظيفه‌اى بر عهده ما گذاشته و هر گاه آن را از ما گرفت تكليف آن را از ما برداشته است . روايتى در باب اذان و اقامه ؛ در معناى اللّه اكبر است كه حضرت موسى بن جعفر عليه السلام از اجدادش نقل فرموده است : كه حسين بن على بن ابى طالب عليه السلام فرمود : ما در مسجد نشسته بوديم ؛ در اين حال اذان گو بر بالاى مناره رفت و گفت : اللَّه اكبرُ ، اللَّه اكبرُ ، پس امير مؤمنان على عليه السلام گريه كرد و ما هم با گريهء او گريه كرديم ؛ پس چون مؤذّن اذان را به پايان رساند ، فرمود : آيا مىدانيد مؤذّن چه مىگويد ؟ گفتيم : خدا و
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : حكمت 404 .