خود را مشاهده مىنمايند و از سويى برترى قدرت خدا را بر همه چيز ؛ حضور مرگ و پايان حيات در دست او را حس مىكنند و خودشان نيز همچنين سرنوشتى را در پيش دارند .
تعبير جان به گلو رسيدن كنايه از واپسين لحظههاى زندگى است كه بيشتر اعضاى بدن مانند دستان و پاها قبل از بقيه اعضا از كار مىافتد و گلوگاه آخرين عضوى است كه از كار مىافتد . و پيكر به سوى متلاشى شدن به پيش مىرود .
و در مراحل پايانى نفس انسان به جايگاه حقيقى خود باز مىگردد كه خداوند حال آن را چنين بازگو مىفرمايد :
يأَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِى إِلَى رَبّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً » « 1 »
اى جان آرام گرفته و اطمينان يافته ! * به سوى پروردگارت در حالى كه از او خشنودى و او هم از تو خشنود است ، باز گرد .
پس از گذشت از وضعيّت وحشت و عذاب روحى كه در برزخ بين زندگى و مرگ رخ مىدهد ، ارواح دو دسته مىشوند . يك گروه ارواح طيبه و مطمئنه هستند كه خداوند از آنها به نفس مطمئنه و روح آرامش يافته تعبير مىكند و مىفرمايد : « تو اين روح آرام يافته به سوى پروردگارت بازگرد . » اين بازگشت همان دعوت الهى به سوى خويش و رضايت محبوب و معبود حقيقى از روح مقدس است . سپس از او براى ورود و پذيرايى در بهشت برين ، همهء مقدمات وعدهها را آماده مىسازد .
برخى از مفسران عقيدهمندند كه منظور از بازگشت به سوى پروردگار ، بازگشت به ثواب و رحمت اوست . ولى بهتر آن است گفته شود : بازگشت به سوى خود اوست يعنى در جوار قرب او جاى گيرد . » « 2 »
هامش
( 1 ) - فجر ( 89 ) : 27 - 28 .
( 2 ) - برگرفته از تفسير نمونه : 26 / 475 - 477 ، ذيل آيهء 27 - 28 سورهء فجر .