مىكرد و به صورت مىكشيد و مىفرمود : خدايا ! مرا بر سختىهاى مرگ كمك بفرما .
اين حالت چقدر سرنوشت ساز است كه انسان هميشه در حال شك و اميد به سر مىبرد و راهى براى فرار از آن آماده مىكند . و قرآن در ادامه مىفرمايد : به كسى كه در حال سكرات مرگ است گفته مىشود اين همان چيزى است كه ناخوش داشتى و از آن مىگريختى .
آرى ، مرگ واقعيّتى است كه غالب افراد از آن مىگريزند به خاطر اين كه آن را فنا مىدانند نه دريچهاى به عالم بقا ؛ در حالى كه جهان آخرت براى جاودانگى آفريده شده است .
و سكرات موت هم مانند مرگ حق است و قابل انكار نيست يعنى آن حالتهاى سخت و جان گداز يك حقى به دنبال دارد كه مرگ است و اين به خاطر آن است كه انسان هر باورى را دربارهء قيامت انكار كند نمىتواند اين واقعيّت را منكر شود كه سرانجام مرگ درِ خانه همه را مىكوبد .
مرگ تدريجى
در آيهء ديگر مىفرمايد :
كَلَّآ إِذَا بَلَغَتِ التَّرَاقِىَ * وَ قِيلَ مَنْ رَاقٍ * وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِرَاقُ * وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ * إِلَى رَبّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَسَاقُ » « 1 »
اينچنين نيست [ كه مىپندارد ] ، هنگامى كه جان به گلوگاه رسد ، * و [ كسان بيمار ] گويند : درمان كنندهء اين بيمار كيست ؟ * و [ بيمار ] يقين مىكند [ كه با رسيدن جان به گلوگاه ] زمان جدايى [ از دنيا ، ثروت ، زن و فرزند ] فرا رسيده
هامش
( 1 ) - قيامة ( 75 ) : 26 - 30 .