اسْتَقَرَّ الْإسْلامُ مُلْقِياً جِرانَهُ وَمُتَبَوِّئاً أوْطانَهُ . وَلَعَمْرى لَوْ كُنّا نَأتى ما أتَيتُمْ ما قامَ لِلدّينِ عَمُودٌ وَلا اخْضَرَّ لِلْإيمانِ عُودٌ . وَأيْمُ اللّهِ لَتَحْتَلِبُنَّها دَماً وَ لَتُتْبِعُنَّها نَدَماً . « 1 »
ما در كنار رسول خدا صلى الله عليه و آله بوديم ، پدران و فرزندان و عموهاى خود را به امر حق مىكشتيم ، و اين مسئله جز بر ايمان و تسليم و حركت در راه راست و شكيبايى بر سوزش الَم ، و كوشش ما در جهاد با دشمن نمىافزود .
و مردى از ما و مردى از دشمن چون دو شير نر با هم در مىافتادند ، و در صدد برآوردن جان يكديگر بودند تا كدام يك از آن دو جام مرگ را به كام ديگرى بريزد . يك بار ما بر دشمن پيروز مىشديم ، و يك بار دشمن بر ما .
چون خدواند راستى ما را ديد دشمن ما را سركوب كرد ، و يارى خود را بر ما فروفرستاد ، تا آن وقت كه اسلام همانند شترى كه سينه و گردن براى استراحت به زمين نهد و در جاى خود بخوابد استقرار يافت . به جانم قسم ! اگر ما در آن زمان رفتارى مانند رفتار امروز شما داشتيم پايهاى از بناى اسلام برپا نمىشد ، و شاخهاى از درخت ايمان سبز نمىگشت . به خدا قسم ! با اين وضعى كه داريد به جاى شير خون خواهيد دوشيد ، و به دنبالش دچار ندامت خواهيد شد .
در اين خطبهء اميرالمؤمنين عليه السلام از صحابهاى سخن مىگويد كه با تمام وجود از اسلام دفاع مىكردند ، و حرمت قرآن وصراط حق را تا آخر نگاه داشتند ، و از كسانى گلايه و شكايت مىكند كه از آن جهاد و كوشش و خلوص و اخلاص دست برداشتند و به مال و منال و شهوات و هواها روى كرده و از دفاع از اسلام در برابر هجوم مارقين و قاسطين و ناكثين دست برداشتند و امام معصوم را بر اثر سستى و
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : خطبهء 55 .