تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
آن كه خود بداند ، تحت تأثير اين نيروى مرموز هست ؛ گويى غير اين « من » يك « منِ » ديگر نيز در وجود او مستتر است و او از خود نوايى و آوازى دارد . به گفتهء نظيرى نيشابورى :
غير من در پس اين پرده سخن سازى هست * راز در دل نتوان داشت كه غمّازى « 1 » هست بلبلان گل ز گلستان به شبستان آريد * كه در اين كنج قفس زمزمه‌پردازى هست تو مپندار كه اين قصّه به خود مىگويم * گوش نزديك به هم آر كه آوازى هست
( نظيرى نيشابورى ) مسألهء فطرت از ديرباز چه در آثار الهيّه و چه در معارف انسانى مورد توجّه بوده و همه متّفقاً گفته‌اند : همان وجود مقدّسى كه آيين مكيدن مواد نافع زمين را به گياه آموخته و دستور هجرت از گرمسير و سردسير را به پرندگان مهاجر داده و مكيدن پستان مادر و گريهء تلخ و تبسّم شيرين را در طبيعت كودك نهاده ، حسّ مقدّس خداخواهى و خداجويى را در سرشت انسان قرار داده است . مسأله به اندازه‌اى روشن است كه دانشمندان و روانشناسان و روانكاوان قرن اخير كه قرنى پر از گناه و معصيت و مالامال از موج مخالفت با واقعيّت‌ها است و اين همه ، معلول جنايات كليسا و اربابان استعمارى است ، به اين حقيقت پى برده و اعلام كرده‌اند : انسان در ماوراى شعور ظاهر خويش شعورى مخفى دارد ، گويى در پس اين « منِ » ظاهر « منِ » پشت پرده‌اى وجود دارد . و خلاصه به اصالت شعور باطن ، ايمان
هامش
( 1 ) - غمّاز : سخن چين .
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 76 | شيخ حسين انصاريان