چيزى روشنتر و عيانتر است غفلت داشتند و هم اكنون در گوشه و كنار جهان پرسه مىزنند و در آينده نيز ممكن است چنين عناصرى يافت شوند ، لازم است بحثى در زمينهء خدا شناسى به ميان آيد و تذكّر داده شود كه تمام معلّمان توحيد و خدا شناسى اعمّ از انبيا و ائمّه و اوليا و عرفا و حكما عمدهترين زحمت و رنج خود را متمركز در اصلاح عقيدهء انسان نسبت به عالم آفرين نمودند ، نه در اثبات و ايجاد عقيده كه در تمام تاريخ چهرهاى به عنوان منكر مبدأ نمىتوان يافت ، بلكه آنان كه به عنوان منكر خوانده شدهاند در حقيقت منكر اصل حقيقت و مبدأ و تكيه گاه هستى نبوده و نيستند ، بلكه در مصداق اشتباه داشتند و دارند ، به اين معنى كه مىگفتند و مىگويند : تكيه گاه عالم و مبدأ آن طبيعت ، يا دهر يا تصادف است ؛ كه اگر از اينان بپرسى آيا اين طبيعت و دهر و تصادف كه كارهاى حساب شدهء منظّمى انجام مىدهد داراى شعور و اراده و اختيار و آگاهى همه جانبه است ؟ اگر جواب مثبت دادند كه به حضرت حقّ اقرار كردهاند ، چيزى كه هست او را به نامى خواندهاند كه نام او نيست . و اگر گفتند فاقد شعور و علم و اراده و حكمت است ، در حالى كه تمام عناصر و آثار ، نشانگر علم و شعور و حكمت و نظم و عدل و حقيقت است ، جوابشان ناشى از غفلت و بى توجّهى است ؛ زيرا اوصافى كه در آثار است و مورد تأييد آنهاست نشان دهندهء حقّ است و آنچه در موجودات است سنن و قوانين اوست .
در هر دو صورت چنان كه در حديث بسيار عالى مفضّل كوفى به نقل از امام صادق عليه السلام آمده است :
صاحبان غفلت مجبور به اقرار به وجود مقدّس او هستند . « 1 » دانشمندان و بزرگانى كه در اين زمينه مطالب بسيار مهم و مقالات فوق العاده پر ارزش و كتابهاى ناب دارند ، همه و همه مىگويند :
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 3 / 67 ، باب 4 ، حديث 1 ، ( توحيد مفضل ) .