تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
به سر يكى از فرزندان حضرت فرود آمد و او را از بين برد . امام در حالى كه غلام در اضطراب سختى قرار داشت فرمودند : برو در راه خدا آزادى ، تو در اين برنامه عمدى نداشتى ! « 1 »

22 - اسوهء فضيلت

امام باقر عليه السلام مىفرمايد : پدرم خادمش را دنبال كارى فرستاد و او در آن كار ، كندى به خرج داد ؛ حضرت يك تازيانه به غلام زد ، غلام گفت : اللَّه ، اى پسر حسين ! به من در كار رجوع مىكنى ، تازيانه هم مىزنى ! حضرت گريه كرد و فرمود : اى محمّد بن على پسر عزيزم ! كنار قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله برو و دو ركعت نماز بخوان و بگو : خدايا در روز قيامت از علىّ بن الحسين بگذر . آنگاه رو به غلام كرد و فرمود : برو در راه خدا آزادى . ابو بصير مىگويد : به حضرت عرضه داشتم : آيا آزادى ، كفّارهء يك ضربه تازيانه است ؟ امام پاسخ نگفتند . « 2 »

23 - بركتى عجيب از دو قرص نان

شيخ صدوق رحمه الله از قول زُهرى مىگويد : خدمت حضرت زين العابدين عليه السلام بودم ، مردى ازياران حضرت وارد شد ، امام به او فرمودند : چه خبر ؟ عرضه داشت : فعلًا خبر خود را باز گويم ، چهارصد دينار بدهكارم ، در برابرش براى پرداخت دينارى ندارم ، عائله‌ام سنگين است ، از عهدهء خرجشان برنمىآيم . امام سجّاد عليه السلام بلند بلند گريه كرد . به حضرت عرضه داشتم :
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 46 / 96 ، باب 5 ؛ المناقب ، ابن شهر آشوب : 4 / 158 . ( 2 ) - بحار الأنوار : 46 / 92 ، باب 5 ، حديث 79 ؛ كتاب الزهد ، حسين بن سعيد : 43 ، حديث 116 .